سوغاتی ...
نازنینم این بلوز شلوار را مامان جونه مامانی از کربلا برات سوغات آورده . ...
اولین برف زندگیم ...
عشق مامان انشالله همیشه زندگیت سفید برفی باشه. ...
دمرو شدمممممم ...
عشق مامان الان دو سه روزه که تلاش میکنی دمرو بشی و پریروز 15 دی 1392 برای اولین بار موفق شدی که برگردی روی شکمت . الهی قربونت برمممممممممممم. ...
یادبود تولد !!!
اینم از یادبودات کوچولوی من.. همه ابزارایی که به کار رفته از مغازه بابایی و زحمت درست کردنشم با مامانی. یکی یه دونه تقدیم کردیم به مهمونایی که اومدن دیدن شما ...
هفت آبان تولد مامانیم
دیگه دو ماهه شدم ...
آخ که واکسنش چقدر درد داشت.. دو ساعت بعد از این واکسن لعنتی ...
حمام با عمو کاظم .
قبل حمام داخل حمام بعد از حمام ...
تولد پرنیان ...
فردا 7 دی 1392 تولد 2 سالگی دختر دایی پرنیانه ... دختر دایی تولدت مبارک. ...
نویسنده :
مامان و بابا
17:17











