13 بدر 1393
عسل مامان امسال اولین 13 بدرت را همگی رفتیم کاشان خونه مادرجونه من یعنی مامان آقاجون. خیلی خوش گذشت .از اول تا آخر در حال شیطونی بودی و همه سبزه ها را درو کردی ناز نازی من. دیگه خوبه خوب یاد گرفتی که چهار دست و پا بری و شیطونی کنی و دیگه همه جا و همه کس از دست جنابعالی در عذابن. بوسسسسسسسسسسسسسسسسس من و مامان و بابا اینم از شیطون کوچولو ساعت 2 نصف شب خونه مادر جون . نیاسر(کاشان). ...
تقویم سال 1393
گل مامان الهی 10000 ساله بشی من و خاله زهره برات یه تقویم خوشگل زدیم که از اولین عید نوروزه زندگیت به یادگار داشته باشی. کارای طراحیش از خاله زهره و تقویماش از مامان نسیبه. عاشقتم گوگولی.... تقدیم کردیم به دوستا و فامیلا... ...
عید همگی مبارک ...
اینم از سفره هفت سین عید که همش هنر دست مامان نسیبه است... اینم کدو تنبل های آقاجون که مامانی تزیینشون کرده... من عاشق این ماهی کوچولوهام اینم کیک تولد آقاجون که مامان نسیبم براش پخته.... تولدت مبارک آقاجون ...
آخ آخ آخ دوباره این واکسن ....
کسری کوچولو به آرایشگاه میرود..
تولد کاوه کوچولو ...
دیشب تولد چهار سالگی کاوه بود خیلی خوش گذشت یه کیک خوشگلم شبیه باب اسفنجی داشت که خیلیم خوشمزه بود . تولدت مبارک پسر خاله ...
6 ماهمم تموم شد...
بالا خره من رفتم توی ماه هفتم الان دیگه خیلی احساس غرور میکنم..... اینم از کیک تولد 6 ماهگیم که مامان نسیبه برام پخته اما به جای من فرهان کوچولو شمع ها را فوت کرد اینم از وسطش ... البته فرصت ندادن یه عکس قشنگ مامانیم بگیره (((((مخصوصا باباییم))))) بعدم رفتیم پارک خیلی خوش گذشت ...
هورا دوباره اداره مامانی...
قربونت برم عسل من امروز دوباره به دلیل اینکه عزیز نبود شما با مامانی راهی اداره مامانی شدی اما این دفعه اون یکی شعبه... خودت که میدونی مامان یه روز این شعبه یه روز اون شعبه میره... از بس میلولیدم مامانی یه عکس قشنگ نتونست ازم بگیره فیگورا حال کن الانم لالا کردی... ...
کاپ کیک مامانی..
عجب خوشمزه بودااااااااا... مامانیم خیلی دسپختش خوشمزس یه کاپکیکی پخت که جاتون خالی همش را بابایی نوش جان کرد حتی سهم منم خورد. ...













